معرفی وبلاگ
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2233
تعداد نوشته ها : 10
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

از زبان همسر شهید عبد الحسین برونسی

(از زبان همسر شهید عبد الحسین برونسی ) >>> یک روز صبح زینب از خواب بیدار شد و گفت : من آقای خامنه ای را در خواب دیدم . از اطرافیان سوال کردم گفتند : آقای خامنه ای مشهد هستند . رفتیم مسجد گوهرشاد پای سخنرانی ایشان ... روزهای بعد هر وقتی که می خواستیم برویم بیرون زینب مانعمی شد و می گفت : تا وقتی اقا مشهد هستند جائی نروید ، این دفعه آقا حتما خانه ما می آیند . من آقا را خواب دیدم ، حتما به خانه ما می آیند.مرتب انتظار آقا را می کشید هنوز هیچ خبری هم نبود . تا اینکه اقا سر زده وارد خانه ما شدند . بچه ها وقتی چشمشان به آقا افتاد خیلی خوشحال شدند .آقا یکساعت با بچه ها صحبت کردند و از همه انها دلجوئی نمودند . خواب زینبرا برای آقا تعریف کردم و گفتم : شما هر وقت به مشهد می آئید تا وقتی دوباره به تهران بر می گردید این بچه ها چشم انتظارند . آقا به زینب گفتند :بیا نزدیک من بنشین ، و بعد عکس گرفتند و قرآن ِ زینب را امضاء کردند و این جوری خواب زینب تعبیر شد . ( کتاب گلبوی ص 159 )


دسته ها :
X