معرفی وبلاگ
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2239
تعداد نوشته ها : 10
تعداد نظرات : 0
Rss
طراح قالب
GraphistThem253

پسرکهمان طور که داشت زنجیر می زد توی صف در هیئت عزاداری پیش می رفت که ناگهان باران شدیدی شروع به باریدن کرد پس از چند لحظه با لحن کودکانه رو به آسمان کرد و با خود گفت : «خدایا گریه نکن بچ

ه ها دیگه تشنه نیستن»


دسته ها :
X